دريافت چرا، بعد از اخترگويي‌، مهم‌ترين اقدام بسياري از رهبران عبارت از ترجمه‌ٴ كتاب‌هاي‌ پيشينيان يا نوشتن شرح و حاشيه و تفسير بر آنها بود. قبلاً در بخش اخترشناسي با قسمتي از آثار اخترگويان آشنا شديم‌. اكنون‌، بهتر است به مراجع استناد بپردازيم كه بحث درباره‌ٴ آنها آن همه‌ رواج داشت‌.
تعدادي از آثار كلاسيك ترجمه شد: فصول بقراط از عربي به عبري توسط ناتان هه ـ مأتي و شم طب بن اسحاق‌، كتاب‌الاٴهوية و المياه و المساكن و شرح جالينوس بر آن توسط ناتان هه ـ مأتي‌، كتاب‌الاٴسباب و العلامات را ويلهلم موربكي از يوناني به لاتيني ترجمه كرد. آرنولد ويلانووايي‌، فرج بن سليم‌، آرمانگو پسر بلز، آثار جالينوس و منسوب به جالينوس را از عربي به‌ لاتيني‌، زرحيه گراتيان از عربي به عبري‌، و موربكي از يوناني به لاتيني ترجمه كردند. تعداد زيادي آثار اسلامي هم ترجمه شد، بيش از آنچه بتوان ذكرشان كرد. كافي است مهم‌ترينشان را برشماريم‌: مقدمه‌ٴ صناعةالطب حنين بن اسحاق را موسي بن تبون از عربي به عبري ترجمه كرد. كتاب‌المنصوري رازي را شم طب بن اسحاق در 1264، به عبري ترجمه كرد. پانزده سال بعد، كتاب عظيم حاوي در سايه‌ٴ زحمات فرج بن سليم در دسترس خوانندگان لاتيني قرار گرفت‌. التصريف ابوالقاسم زهراوي‌، يعني يكي ديگر از دايرةالمعارف‌هاي طب اسلامي توسط شم طب‌ بن اسحاق در 1258 و توسط مشلم بن يوناه دست كم دو بار به عبري ترجمه شد، ترجمه‌ٴ سومي‌ از آن هم به ناتان هه ـ مأتي منسوب است‌؛ و بالاخره ابراهيم بن شم طب بخشي از آن را از عبري‌ به لاتيني ترجمه كرد. دو كتاب اول قانون ابن سينا را زرحيه گراتيان و تمام آن را ناتان هه ـ مأتي‌ (رم 1279)، به عبري ترجمه كردند. البته كتاب‌هاي ديگري هم از شيخ‌الرئيس ترجمه شد، كه‌ مهم‌تر از همه أرجوزة في‌الطب بود؛ ولي فقط به ادويه‌ٴ قلبيه ترجمه‌ٴ لاتيني آرنولد ويلانووايي‌ اشاره خواهم كرد. ترجمه‌ٴ عبري كتاب‌الاٴغذية از ابن زُهْر به ناتان هه ـ مأتي منسوب است‌، رساله‌ٴ كبير او التيسير را جوواني كاپوايي‌، و بار ديگر پاراويكيوس‌، از عبري به لاتيني ترجمه كردند.
همين اندازه درباره‌ٴ طب اسلامي كافي است‌. بسياري آثار ابن ميمون هم ترجمه شد: زرحيه‌ گراتيان‌، ناتان هه ـ مأتـي‌، موسي بن تبّون از عربي به عبري‌، و جوواني كاپوايي و آرمانگو پسر بلز، از عبري به لاتيني ترجمه كردند.
قبلاً نظر خواننده را بدين موضوع جلب كرده‌ام كه ترجمه‌هاي عبري خيلي مهم‌تر از لاتيني‌ بود، ولي اين فقط از آن جا ناشي شد كه اين آثار از مدت‌ها پيش‌، در اختيار مردم لاتيني زبان قرار داشت‌. براي تجسم كامل وضع مي‌توان انتقال معارف را به جوي‌هاي آبي تشبيه كرد كه از بلندي‌ها به سوي نقاط پست در جريان‌اند. مآخذ يوناني در بالا قرار داشت‌، و سپس مآخذ عربي‌، و خيلي پايين‌تر از آنها لاتيني و عبري‌؛ حال در اين هنگام‌، سطح لاتيني تقريباً كمي بالاتر از عبري بود، طوري كه جريان جوي‌هاي كوچكي از سوي اولي به دومي آغاز شده بود. مثلاً رساله‌ٴ